|
شکوه عشق |
|
رسوایی دل |
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمیتونم شگوه کنم
انگار این کوه قصه ها روسینه من اومده آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمر که در به درم
تا که صدای نفسم میگی که تویی قفسم من واسه آتیش زدنت یه گوله بارشبم بسم
دلم گرفته آسمون یه شب برام حوصله کن منو که از یه روزگار یه خورده کمتر گله کن
من و به بازی میگیرن عقربه های ساعتم برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تر
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط مریم |
یتیمی در د بی درمون دنیاست غم نبودنت سنگین بابا
لالا لا بابا کجایی لالالا بابا پس کی میای
جای دستات خالیه رو شونه هام رفتنت رو حالا باور میکنم
تا نفس دارم آره نمیتونم با نبودنت دارم دغ میکنم
لالالا بابا کجایی لالالا بابا پس کی میای
لالالا بابا دردت به جونم لالالا بابا بی تو نمیتونم
یتیمی درد بی درمون دنیا غم نبودنت سنگین بابا
جای دستات خالیه رو شونه هام رفتنت رو حالا باور نکنم
تا نفس دارم نمیتونم با نبودنت دارم دغ میکنم
لالالا بابا کجایی لالالا بابا پس کی میایی
لالالا بابا دردت به جونم لالالا بابا بی تو نمیتونم
وقتی بابا نداری انگار که دنیا رو هم نداری
وقتی که بابا نداری انگار که هیچی نداری
وقتی که بابا نیستش پشتت به هیچ جا گرم نیستش
هر کی از راه میرسه یه چیزی میگه تو هم دلت میسوزه ویه گوشه میشینی زار زار گریه
می کنی
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط مریم |
شبامون آه که چه تاریک وچه سرده دلامون جای غمه لونه درده
تو رو بی من منو دور از تو گذاشته چی بگم با من و تو دنیاچه کرده
آسمون با منو تو قهر دیگه هر کدوم از ما تو یه شهر دیگه
تو دلم این همه غم جا نمیگیره چی بجر غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی تو دلم ریشه دونده دیگه دیره
آسمون با منو تو قهر دیگه هر کدوم از ما تو یه شهر دیگه
تو میگی نامه نوشتی نرسیده از تو یه خط یا نشونه هیچ کی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم اما اشکام همه رو نامه چکیده
آسمون با منو تو قهر دیگه هر کدوم از ما تو یه شهر دیگه
+ نوشته شده در یکشنبه 10 بهمن1389ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط مریم |
تو یه شیرینی تلخی واسه قلب نیمه جونم تویی این ترانه های که برای تو میخونم
تو یه شیرینی تلخی توی خاطرات دورم تو تموم لحظه های دل و ساکت و صبورم
تو یه رویای قشنگی توی هر خواب هر شب من
تو یه آه سینه سوزی تویی گرمای تب من
تو یه فریاد بلندی تو سکوت بی کسی هام
تو یه عشقی که بریدی منو از دلبستگی هام
کجایی عزیز من بی تو من یه لحظه خوشی ندارم
کجایی که بی تو من غصه میخورم تلخ روزگارم
تو که رفتی از کنارم غم غریبی اومد سراغم
بیا تا دوباره احساس کنم تو دنیا یکی رو دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 دی1389ساعت 5:56 بعد از ظهر توسط مریم |
دل من مونده رو دستم دلی که همه ی دار و نداره آدمه / کاش یکی از ته دل به من بگه عاشق این دل صاف و ساد
عشقم از چشم تو افتاده چرا تو گذشتی از دلم ساده چرا
چه طوری دلت اومد که بگذری گریه هام یادت نیفتاد چرا
دیگه دارم آروم آروم می میرم
ای خدا چه کار کنم من چی بگم وقتی عشقم دشمن جونم شده
من برم گلایه ام رو بی کی بگم
بی تو دارم میمیرم تو انتظار بیشتر از این تو من و تنها نزار دستای خالی و تنهام بگیر
بی کسی هام و به روی من نیار
نمی فهمی که نمیشه نمیتونم تا دوباره بی تو تنها بمونم
کاش بفهمی غم دوری تو خیلی وقته که بریده امونم
+ نوشته شده در دوشنبه 6 دی1389ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط مریم |
سر خط سلام عزیزم هواتو کرده دوباره این دل تو خیلی وقته که تنهام گذاشتی
همین تنهایی ها تنها یادگاره واست من چی بگم از حال و روزم
شب و روز کار این دل انتظاره ملاالی نیست جز غم نبودن تو
خوبه من خوبم اگه فاصله بزاره
مثل بارون شدم و نیومدی مثل مجنون شدم و نیومدی از غم تو مثل ابرای بهار زار و گریون
شدم نیومدی
انتظارت میکشه آخر من و سهم قلب من نکن شکستن و چرا از من دوری میکنی
تو که یادم دادی عاشق شدن و
+ نوشته شده در دوشنبه 6 دی1389ساعت 5:12 بعد از ظهر توسط مریم |

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر1389ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط مریم |
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر1389ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط مریم |
من و سرگردون ساده چه خیالا که نساختم زدی آتیش به وجودم
دیدی آخر تورو باختم
بی کسیم و ندیدی ازم ساده بریدی شدی حسرت قلبم به غریبه رسیدی
نه دیگه نمیخوام آروم بگیرم دیگه نمیخوام پای تو بمیرم
خودت این و میدونی بد کاری کردی برو دیگه نگو یه روزی برمیگردی
دیدی رفتی نموندی دلمو تو سوزوندی
دیدی اشکامو این بار به گونه رسوندی
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر1389ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط مریم |
تو مرا رنجانده ای روز و شب گریانده ای پشت دیوار ریا چهره را پوشانده ای
شبامون آه که چه تاریک و چه سرده دلامون جای غم لونه درده
تو رو بی من منو دور از تو گذاشته چی بگم با من تو دنیا چه کرده
آسمون با من و تو قهر دیگه هر کدوم از ما تو یه شهر دیگه
تو دلم این همه غم جا نمی گیره چی به جز غم اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غم ها یه روزی تو دلم ریشه دونده دیگه دیره
آسمون با من تو قهر دیگه هر کدوم از ما تو یه شهر دیگه
تو میگی نامه نوشتی نرسیده از تو یه خط یا نشونه هیچ کی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم اما اشکام همه رو نامه چکیده
آسمون با من و تو قهر دیگه هر کدوم از ما تو یه شهر دیگه
+ نوشته شده در دوشنبه 17 آبان1389ساعت 7:3 بعد از ظهر توسط مریم |
تو نگو دیگه تمومه عشق ما دیگه حرومه من فقط تو رو میخواستم تو نگو حرفی نمونده تو منو باور نکردی تو که با غریبه رفتی گل من خدا به همرات منو باز با کلی غم ها تنهای تنها تو برو دیگه از اینجا زندگی بی تو حرومه تو برو خدا به همرات تو نگاه برفی تو پشت سایه ها میشینم وقتی تو نیستی کنارم قاب عکستو میبینم این دیگه آخرقصه اس حرف بین ما تمومه تو میری پیش غریبه آخه این دل می سوزونه ای خدا دلم گرفته نمیدونی چه غریبم هرکی اومده تو دنیام یه جوری داده فریبم ای خدا تنهاترینم حتی سایه ام ندارم تویی این غروب پاییز مثل ابرنم نم میبارم ای عزیز مهربونم ببخش منو درد به جونم نفرینت نکردم اما تو زدی زخم زبونم اون که رفته دیگه رفته ارزش گریه نداره آخ که کاش چشمام نباره تو رو به یادم بیاره
+ نوشته شده در دوشنبه 17 آبان1389ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط مریم |
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط مریم |
در این دنیا تک تنها شدم من گیاهی در دل صحرا شدم من چو مجنونی چه هست ازفردام گریزم شتابان در پی ... شدم من چه بی ثمر میخندم چه بی اثر می گریم چرا عاشق چرا شیدا شدم من
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط مریم |

اگه من آیئنه شکستم اگه تو غربتم نشستم خودتو باز تو من نگاه کن
که هنوز عاشق تو هستم
اگه تنهای روزگارم واسه چشمات یه بی قرارم واست یه عاشق منم یه عاشق
همه دنیام و از تو دارم
آه ای داد من و دل یاری می دادبا این عشق چه شبی داره میداد
دیگه تنهام و باورم کن فقط اسم تو آشنامه تو که بامن غریبه نیستی
غم عشقت تو این شبامه غم عشقت تو این شبامه
آخه این دل دل شکسته دل درد آشنای خسته
واسه تو پاک و بی غباره همه دنیاشو از تو داره
هر چی عشقه من از تو دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط مریم |
رفتی منو تو بی کسی هام تنها گذاشتی امایکی اینجا عاشقونه تا جون داره پای چشات نشسته مثل پرنده ها یه روز عاشق پر زدن شدی تو پر زدی به آسمون و من موندم و بال و پر شکسته حالا توتنگی قفس بغض بزرگی تو گلوم نشسته فدای گرمی صدات اگه صدام عشقتو گرفته
من از اولین نگاه تو شگفتم اومدم بهت دوستت دارم رو گفتم اما تو غرورتو بهونه کردی به من و قلب من اعتنا نکردی من میخواستم تو نخواستی من میخواستم تو نخواستی من میخواستم تو نگاه تو بمیرم هرجا رفتم تو رو چشمات و ببینم من میخواستم از هم خون تو باشم تو بشی مجنون و من لیلای تو باشم من میخواستم تو نخواستی من میخواستنم تو نخواستی من که از تو نمیخوام جنون بگیری من که از تو نمیخوام که برام بمیری من که از تو نمیخوام تا دنیا دنیاست بیای و فقط تو چشم من بشینی من که از تو نمی خوام ستاره ها رو بری و از آسمون برام بچینی من میخواستم همدم بی کسی هام شی بیای و مثل دل واپسی هام شی من میخواستم تو نخواستی من میخواستم تو نخواستی تو ازمن نخواه که چشماتو نبینم کنار عکسای تو دیگه نشینم با تو حتی تو قفس میشه بمیرم تو ازم نخواه که بی تو پر بگیرم حتی هیچ وقت اگه لایقت نباشم تو ازم نخواه که عاشقت نباشم
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مهر1389ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط مریم |
حیف من که دل به دل تو بستم حیف من که به پای تو نشستم حیف من که دارم با تو میسو زم حیف من که عاشقتم هنوزم حیف جونیم که با تو حروم شد حیف روزای عمرم که تموم شد حیف عشقم حیف دلم و جونم حیفم نابازم پیش تو میمونم آخه عشقمی آخه جونمی آخه تو دردمو درمونمی آخه عمرمی و عزیزمی آخه تو دلبر شیرینمی آخه نازی و آخه دلبری آخه هم اول و هم آخری آخه با نگات من و میبری آخه تو از همه زیباتری ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مهر1389ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط مریم |
تواون ماه و ستاره که تو کهکشون می تابه
تویی اون بارون رحمت که از آسمون می باره توی دنیای نگاهت مهربونی خونه داره دل و دستای قشنگت گرمی خو رشید و داره مادرم ای نازنینم تو نگات عشقو می بینم توی اون تنها عزیزم هستیمو به پات می ریزم تو به پای من نشستی از همه برام گسستی تو کی هستی و چی هستی با ستاره ها نشستی توی که به احترامت سر تعظیم می یارم توی که ناز قدم هات عشق و با خودش می یاره تو فرشته ای خدای که تو عرش کبریای تو پری قصه های ،قصه های آشنای مادرم گل بهارم از تو من عشقی ندارم دوست دارم که تا قیامت همیشه باشی کنارم ![]()
![]()
![]()
** تقدیم به تمامی مادرهای دنیا ** ![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 خرداد1389ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط مریم |
بی خبر از حال هم بودن چه سود / بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود /
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود /زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید/
نه برسنگ مزارش آب پاشیدن چه سود/گر نرفتی خانه اش تا زنده بود /
خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود/گر نپرسی حال من تا زنده ام/
گریه و زاری و نالیدن چه سود/زنده را در زندگی قدرش بدان/
نه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود/ گر نکردی یاد من تا زنده ام/
سنگ مرمر روی قبرم وا نهادن ها چه سود.
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت 3:17 بعد از ظهر توسط مریم |
خودش اول نگاهم کردخدایا/به صد خواهش صدایم کرد خدایا/گناه این جدای گردن اوست/که اوآخر رهایم کرد خدایا
سلامی به همه قلب های عاشق دوست داشتم زودتر از اینا بنویسم ولی نشد چون حرفی برای نوشتن نداشتم برام عجیب بود که هیچ حرفی تو دلم نیست. امروزم هم نمیدونم چی بنویسم. من از خاطره ها و غروب ها مینویسم، من از زخم دلم می نویسم، به یاد لحظه های با تو بودن ، به یاد آن دقایق می نویسم. ** نار **
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط مریم |
سلام به همه دوستان سلامی به گرمی عشق
بعد از چند ماه تونستم چند روز پیش باهاش صحبت کنم نمیدونم چی بگم دوستم ندارم بگم شاید
نه حتما خیلی حرفا بود که بزنم ولی نزدم خودش متوجه شده بود ولی احساس کردم تو چشماش
خوندم که بهتره من سکوت کنم .
امروز اومدم برای همه دوستام بنویسم بهتره از این دلتنگی از قصه حرفی نزنم.
اومدم بگم همتون رو دوست دارم از ته قلبم برای همه شما دعا میکنم .![]()
![]()
عید رو به همه شما عزیزان پیشاپیش تبریک میگم امیدوارم سال خوبی رو داشته باشید.
و آرزو میکنم
که به عشقتون برسید و از با هم بودن در کنار هم بودن لذت ببرید قدر همو بدونید
سال خوبی داشته باشید ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط مریم |

گذشت روزگاري از اون لحظه ناب كه معراج دل بود
به درگه مهتاب در اون در گه عشق چه محتاج نشستم
توهر شام مهتاب به يادت شكستم
تواز اين شكستن خبر داري يا نه
هنوز شور عشق و به سر داري يا نه
هنوزم تو شب هات اگه ماه و داري من اون ماه دادم به تو يادگاري ** نار**
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اسفند1388ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط مریم |

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اسفند1388ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط مریم |
تو دونسته بودي چه خوش باورم من شگفتي و گفتي از عشق پر پرم من تا گفتم كي هستي تو گفتي يه بي تاب تا گفتم دلت گو تو گفتي كه دريا قسم خوردي بر ما كه عاشقتريني تو يه جمع عاشق تو صادق تريني همون لحظه ابري رخ ماه و آشفت به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت ** نار **
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اسفند1388ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط مریم |
سلام به همه عزيزان يه مدت كوتاهي نبودم آخه با خودم قهر بودم شايد بخندين نميدونم با احساسم با عشقي كه تو قلبم تو وجودم بود بازي شد فهميدم كه عشق روي زمين وجود نداره عشق نيست عشق دورغه عشق براي جبران كمبودهاست براي زمين ها ديگه عاشق نميشم ديگه به عشق فكر نميكنم چون تمام عشقم احساسم رو به يكي دادم چون عشقو با اون تجربه كردم براي اولين بار ولي خيلي زود بي معني تموم شد نميگم كه به نار فكر نميكنم فكر ميكنم چون عاشقش بودم ولي اون ندونسته رفت و به من نشون داد كه عشق دروغه دروغ دوست دارم قدم ميزنم زير بارون به تو فكر ميكنم خيس به خونه برمي كردم گريه كردم زير بارون تو خيلي راحت رفتي از كنارم ** نار**
+ نوشته شده در شنبه 8 اسفند1388ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط مریم |
نميدونم تو كدوم خواب باز تو رو ببينم يا قبل از مردنم باز بشه
دستاتو بگيرم
هر چي احساس به تو دارم تو به من حسي نداري
من هنوزم تو رو ميخوام تو ولي تنهام ميزاري
كاشكي يه روزي يه جاي يه آهي من يادت بياره باز دوباره
كاشكي تو راهي نگاهي يه راهي بغضمو تو دلت بزاره باز دوباره
يادگار تو غمت غم و اشك و ماتم يادگار من دلم كه جلوت و جون ميكنه ** نار**
+ نوشته شده در شنبه 8 اسفند1388ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط مریم |
نيستي دارم دغ مي كنم نيستي درام مي پوسم
عكسات من يكي يكي ور مي دارم ميبوسم
پيرهن يادگاريتو هر شب دارم بو مي كنم
براي برگشتن تو به آسمون رو ميكنم
از خدا مي خوام دوباره تو رو ببينم روبروم
قسم به اشك حسرتم فقط همينه آرزوم ** نار**
+ نوشته شده در شنبه 8 اسفند1388ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط مریم |
سلام بازم قصد دارم بنویسم برای همه کسانی که میخونن و برای نار
وقتی من خداحافظی کردم بهم گفتن کسی که عاشق باشه هیچ وقت خداحافظی نمیکنه فکر کردم دیدم خداحافظی که من کردم شاید یه شوخی بود یه کار مسخره بود برگشتم ولی حالا اون رفت نار نمیدونم چرا یه دفعه یه حرفای زد اگه واقعا دوستم داشت میرفت نمیدونم ولی من بازم براش نوشتم نوشتم که منتظرش هستم همون جور که من تصمیم گرفتم برای نار بمونم نتونستم از دوست داشتنم دست بکشم حالا هم اون باید تصمیم بگیره خودت میدونی که من دوست دارم بهت ثابت کردم ولی تو ثابت نکردی فکر کردی بری دوست داشتنتو به من ثابت میکنی خوبه که بدونی نه ثابت نکردی فقط نشون دادی که چقدر بی رحمی این همه نوشتم برات اینجا آف گذاشتم برات اس دادم بهت ولی دریغ از یه جواب دریغ از یه کلمه حتی برنگشتی نگام کنی پشتتو کردی رفتی قلبمو که داده بودم بهت انداختی زمین له کردیش ولی من هنوز با خردهاش مینویسم دوست دارم برام مهم نیست که تو دوستم نداری بدون دوست داشتن و عشق با این چیزا از بین نمیره اگه تو هم یه ذره دوستم داشتی نمیرفتی چون میفهمیدی که چقدر سخته هر کی این نوشته رو خوند بهش بگه چه کار بدی کرد بهش بگین که منو شکست
+ نوشته شده در یکشنبه 27 دی1388ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط مریم |
سلام به همه عاشق ها امروز خیلی دلم گرفته از عزیزم از عشقم از کسی که زندگی دوباره به من داده بود خداحافظی کردم . نیستی که بغض های هر روز و شب منو ببینی که چقدر بی تابم . تمام آرزوها تمام رویاهامو تمام احساسمو قلبمو ندیدی نگو که دیدی اگه واقعا از وجود از ته قلبت بهم نگاه میکردی به اینجا کشیده نمیشد. منو ببخش عزیزم که رفتم راهی غیر از رفتن نداشتم رفتم که نباشم با حرفام آزارت ندم رفتم که برگردی به همه چیزای که قبل داشتی . هر گوشه خونه یادی از تو برام زنده میکنه میخوام صدات کنم میخوام فریاد بزنم بگم دوست داشتم و دارم تا زمانی نفسی هست . عزیز من نار من دوست دارم . دستام محتاج دستات بود صدات کردم جوابی ندادی منو دیدی ولی توجه نکردی به فکر چیزای دیگه بودی. چطور میخوای باور کنم که عاشقمی دوستم داری . خیلی عزیزی برام خیلی کاش ذره ای هم من برای تو ارزش داشتم . ** نار**![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط مریم |

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1388ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط مریم |
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 9:3 قبل از ظهر توسط مریم |
| ||||||